شبگردی میکنم. اما صدای نفسهايت را از پشت هيچ پنجره و ديواری نمیشنوم. آسوده بخواب نازنينم، شهر در امن و امان است ... تنها خانهی من است که در آتش میسوزد ...
« مادر بهار | صفحهی اصلی | يادت به خير »
شبگردی میکنم. اما صدای نفسهايت را از پشت هيچ پنجره و ديواری نمیشنوم. آسوده بخواب نازنينم، شهر در امن و امان است ... تنها خانهی من است که در آتش میسوزد ...