رد پای تو
خيره به آن راه که آمدی مینگرم
ردپايت پيداست
تو آخرين ستاره بودی که غروب کردی
اما
ميان آن همه ستاره
کهکشان ما
جای پای تو شد
3 شهريور 73
« July 2003 | صفحهی اصلی | December 2004 »
خيره به آن راه که آمدی مینگرم
ردپايت پيداست
تو آخرين ستاره بودی که غروب کردی
اما
ميان آن همه ستاره
کهکشان ما
جای پای تو شد
3 شهريور 73
يادت به خير عشق
يادت به خير معنی و مفهوم دردهام
يادت به خير جرات مظلوم گريههام
بعد از تو من چه سرد
اينجا شکستهام
معنای زندگی، بعد از تو مرگ شد
ای عشق آتشين
عمرم چو برگ شد
هر دم به دست باد
سويی روان شوم
هرجا که او برد
هر سو که او کشد
يادت به خير عشق
يادت به خير و من
خيری نديدهام از مردمان شهر
اينجا کسی نبود
همراه و همسفر
با روح سرکشم
در کوچههای قهر
يادت به خير عشق!
مفهوم دردهام!
ای شور اولين
ای مهر آخرين
مظلوم گریههام ...
16 تيرماه 1375
اقدسيه
شبگردی میکنم. اما صدای نفسهايت را از پشت هيچ پنجره و ديواری نمیشنوم. آسوده بخواب نازنينم، شهر در امن و امان است ... تنها خانهی من است که در آتش میسوزد ...
مادر بهار رفت. هيچ وقت مرگ را نفهميدهام.
از ننوشتن در حال خفه شدنم. چقدر بايد آرام بود و هيچ نگفت نمیدانم. ولی باز هم سکوت میکنم. بازی خوبی است اما به شرطی که بتوانی تنها تماشاچی باشی.
به پدر گرامی که وبلاگ بنده را کشف کردهاند خيرمقدم گفته و لبخند میزنم! (اول که خبردار شدم دکتر ... تشريف میآورند و میخوانند و حالا هم که پدر جان، خدا آخر و عاقبتم را به خير کند.)
به طـواف کعبه رفتـم، به حـرم رهم نـدادنـد
که تو در برون چه کردی، که درون خانه آيی؟
دوست که نمیشود گفت اما دشمن هم نه ... فرزانه و مريم از همدانشکدهای های من در کرمان بودند. فرزانه با لهجهی شيرين اصفهانیاش تعريف میکرد که يک روز در خيابان استقلال کرمان با خانم مسنی روبرو میشوند که بار زيادی به همراه داشته و نمیتوانسته خريدی که کرده بوده را در پياده رو بگذارد و به خيابان بيايد و تاکسی بگيرد. اين دو هم که حس بشردوستانهیشان گل کرده بوده به کمک خانم میروند و مريم ماشين میگيرد و فرزانه هم تا مريم وظيفهی خطيرش را انجام دهد سر خانم را گرم میکند.
وقتی خانم محترم سوار تاکسی میشود وقت خداحافظی میگويد: «دختراااای جلفی بودين!» (به کرمانی بخوانيد)!! هر دو خشکشان میزند. فردا که ماجرا را با دلخوری برای يکی از همکلاسیهای کرمانی تعريف میکنند با توضيحات آقای همکلاسی متوجه میشوند که منظور خانم مسن اين بوده که دختران زيبايی بوديد، جلف در کرمان به معنی زيبا و نمکين به کار میرود.