September 27, 2003

هنوز ...

امروز روز اول دانشگاه بود. من هنوز در به در اتاقهای تنگ و تار خوابگاهم.
خيال می کردم بعد از سه ماه فراموشش کرده ام اما از پشت درختها که قامتش را ديدم دلم دوباره لرزيد. دلم دوباره لرزيد ... دلم دوباره لرزيد ...

Comments