در حال آموختنيم. من زبان روح او را می آموزم و او زبان جان مرا. از همکلامی با او سير نمی شوم. نمی توانم از صدايش دل برکنم و او آزرده خاطر می شود. گله می کند که نمی گذارم با دلی آسوده بدرودم گويد.